مترجم: بابک ارشادی

ماجرای پرونده‌ای که به «تمام شد» معروف شد، در سپیده‌دم یکم دسامبر ۱۹۴۸ در ساحل سامرتون (Samerton) در چند کیلومتری شهر آدلاید در جنوب استرالیا آغاز شد. نزدیک یک دیوار و پلکان بتونی، جنازه‌ مرد جوان بسیار خوش‌پوشی روی ماسه‌ها افتاده بود. وضعیت بدن او طوری بود که گویی به آرامی روی ساحل دراز کشیده و در حالی که به خواب فرو رفته، جان خود را از دست داده است. 
مأموران پلیس، تحقیقات اولیه را انجام دادند و جسد مرد شیک‌پوش به سردخانه‌ پزشکی قانونی منتقل شد. او کیف پول یا مدارک شناسایی به همراه نداشت. صورتش اصلاح شده بود، کت و شلوار شیکی به تن داشت که اتیکت‌ آن‌ها قبلا به دقت از روی لباس‌ها کنده شده بودند. متوفی هیچ شباهتی به ولگردها و بی‌خانمان‌ها نداشت و بدن ورزیده‌اش نشان می‌داد که در زمان حیات، اهل ورزش کردن بوده.  در جیب‌های کت و شلوار مرد چهل و چند ساله، یک پاکت سیگار معمولی بود که سیگارهای داخلش از مارک گران‌قیمت‌تری بودند. این موضوع توجه مأموران را برانگیخت، زیرا در آن زمان خیلی‌ها عکس این کار را انجام می‌دادند، یعنی سیگارهای ارزان‌قیمت می‌خریدند و آن‌ها را در پاکت برند گران‌تر می‌گذاشتند. چیزهای دیگری نیز در جیب او پیدا شد: یک قوطی کبریت نیمه‌پر، یک بسته آدامس میوه‌ای، یک شانه کوچک آلومینیومی ساخت آمریکا. یک بلیت قطار درجه‌دو استفاده‌نشده و یک بلیت اتوبوس مصرف‌شده که نشان می‌داد مرد ناشناس در ایستگاهی از اتوبوس پیاده شده که با محل کشف جسدش حدود یک کیلومتر فاصله داشت. 
می‌شد حدس زد که شخص یا اشخاصی با او درگیر شده باشند تا پول و سایر اموالش را بدزدند و در نهایت او را کشته‌اند ولی این فرضیه خیلی زود کنار گذاشته شد، زیرا هیچ نشانی از درگیری و ضرب و شتم روی بدن و لباس مرد ناشناس پیدا نشد.  
یک ماه بعد، در واکاوی‌های مجدد پزشکی قانونی، یک جیب مخفی در شلوار متوفی پیدا شد که چیز عجیبی در آن بود، یک تکه کاغذ لوله‌شده که عبارت نامفهومی روی آن نوشته شده بود: «Tamàm shud». 
پلیس برای رمزگشایی از این عبارت که معلوم بود از یک متن چاپی جدا شده است، دست به دامن کارشناسان کشف رمز شد و نهایتا دریافت که «تمام شد»، عبارتی به زبان فارسی است. با بررسی نوع کاغذ و حروف چاپی فهمیدند که این عبارت در صفحه آخر یک نسخه قدیمی ترجمه انگلیسی رباعیات عمر خیام درج شده است. پس از کشف این کاغذ، استنباط کارآگاهان این بود که با پرونده‌ای به مراتب پیچیده‌تر از کشف هویت یک جسد مجهول‌الهویه سر و کار دارند، افزون بر این که در کالبدشکافی هیچ توضیحی برای علت مرگ به دست نیامده بود. متوفی که حالا پرونده‌اش به نام «تمام شد» شهرت پیدا کرده بود، ظاهرا هنگام مرگ در سلامت کامل جسمی به سر می‌برد و پزشکی قانونی، مسمومیت با مقدار اندکی از یک ماده‌ غیرقابل ردیابی را محتمل می‌دانست. 
در اواسط ژانویه ۱۹۴۹، کارکنان ایستگاه قطار آدلاید، چمدان کوچکی را پیدا کردند که مدتی بود در بخش امانات ایستگاه رها شده بود. این چمدان در تاریخ ۳۰ نوامبر ۱۹۴۸ ثبت شده بود، یعنی درست یک روز پیش از کشف جسد مرد ناشناس. محتویات چمدان شامل چند لباس مردانه، یک قیچی، یک چاقو، یک پیچ گوشتی، لوازم دوخت و دوز و وسایل اصلاح بود.
چیزی که باعث شد پلیس استنباط کند چمدان، متعلق به مرد متوفی است این بود که آستر کت و جیب شلواری که به تن داشت با پارچه‌ای که مشابه آن در چمدان وجود داشت تعمیر و رفو شده بود. نکته‌ عجیبی که پلیس با آن روبه‌رو شد این بود که اتیکت همه‌ لباس‌ها کنده شده بود، به جز یک کراوات و یک کیف کوچک که روی آن‌ها نام تی. کین (T. Keane) به چشم می‌خورد. این نام در آن زمان کمکی به کشف هویت فرد ناشناس و علت مرگ او نکرد، ولی بعدها کلید حل پرونده شد. 
مقامات قضایی، دستور دفن مرد ناشناس را در تاریخ ۱۴ ژوئن ۱۹۴۹ صادر کردند. روی سنگ مزار او نوشتند: «اینجا مردی آرمیده است که کالبد او در ساحل سامرتون پیدا شد». با توجه به این شرایط دشوار، پلیس تصمیم گرفت تنها سرنخ احتمالی‌اش را دنبال کند، یعنی پیدا کردن نسخه‌ رباعیات خیامی که کاغذ کوچک «تمام شد» از آن کنده شده بود. به این ترتیب، پلیس تصویر کاغذ «تمام شد» را در نشریات منتشر کرد تا شاید به اطلاعات مفیدی برای یافتن آن نسخه دست پیدا کند. 
پس از انتشار تصویر، در اوایل ژوئیه ۱۹۴۹ ، مردی به پلیس مراجعه و اعلام کرد که یک یا دو هفته پیش از فوت مرد ناشناس، این نسخه رباعیات خیام را روی صندلی عقب خودروی خود پیدا کرده. لازم به ذکر است که در آن دوران، موارد سرقت از خودرو نادر بود و مردم خیلی اوقات خودروی خود را قفل نمی‌کردند، بنابر این امکان این که کسی کتاب را داخل خودرو انداخته باشد وجود داشت. 
بررسی دقیق کتاب به کارآگاهان ثابت کرد که تکه‌کاغذ «تمام شد» از صفحه‌ آخر همان نسخه‌ رباعیات خیام کنده شده است. با پیدا شدن کتاب، معمای تازه‌ای پیش روی پلیس قرار گرفت. روی جلد کتاب، تعدادی حروف الفبای انگلیسی در پنج سطر با مداد نوشته شده بود. شخصی که این حروف را نوشته بود، بعدا یک سطر را خط زده، گویی اشتباه کرده و چیزی را غلط نوشته بود. 
درک این حروف مرموز در توان کارشناسان استرالیایی نبود. آن‌ها از مراکز رمزگشایی سایر کشورها کمک خواستند، ولی حتی رمزشناسان بسیار زبده نظامی که توانسته بودند رمزهای دشوار ارتش آلمان نازی را کشف کنند، موفق به کشف رمز پرونده «تمام شد» نشدند. 
در واقع با توجه به خط‌خوردگی سطری که ظاهرا «غلط» بوده، استنباط پلیس این بود که بقیه سطور حتما معنی‌دار هستند، ولی این «معنی» تا به امروز آشکار نشده است. 
فراموش نکنیم که در آن سال‌ها، جنگ جهانی دوم به تازگی پایان یافته بود و دنیا به تدریج وارد عصر جنگ سرد می‌شد. به این ترتیب، پرونده‌ «تمام شد»، رنگ و بوی جاسوسی و جنایی به خود ‌گرفت. در آن فضای مرموز، عبارت «تمام شد» می‌توانست پیغام مرگ مرد ناشناس یا اعلام پایان مأموریتی باشد که او بر عهده داشت.  طی دهه‌های طولانی، اطلاعات تازه‌ای به پرونده «تمام شد» افزوده نشد، ولی پرونده‌ مرموز این مرد ناشناس از خاطر مردم استرالیا نرفت. گهگاه، فرضیه‌های تازه‌ و بدیعی درباره‌ این پرونده قدیمی در رسانه‌ها منتشر می‌شد و شبکه‌های تلویزیونی نیز گزارش‌ها، مصاحبه‌ها و مستندهایی در مورد آن می‌ساختند. 
در سال ۲۰۰۹، درک آبوت (Derek Abbott)، استاد فیزیک دانشگاه آدلاید مدعی شد با توجه به برخی فرضیه‌ها که در طی سالیان ساخته و پرداخته شده بود، در صورت نبش قبر متوفی و انجام آزمایش‌های دی‌ان‌ای، احتمال شناسایی مرد ناشناس وجود خواهد داشت اما دادگاه به دلیل عدم اعتماد به استدلال‌های آبوت و کافی نبودن مدارک لازم،  با درخواست نبش قبر موافقت نکرد. 
در سال ۲۰۱۷، چند تار موی «مرد سامرتون» را روی یک ماسک گچی که در سال ۱۹۴۸ از روی صورت متوفی درست شده بود، پیدا کردند. همین چند تار مو برای آبوت و همکاران آمریکایی او کافی بود تا آزمایش‌های پیشرفته‌ دی‌ان‌ای را به انجام برسانند. محققان، نتایج این آزمایش‌ها را در کنار داده‌های شجره‌شناسی ده‌ها پایگاه اینترنتی گذاشتند و نهایتا فهرستی شامل اسامی بیش از چهار هزار نفر تهیه شد. در این فهرست بلندبالا، یک نام توجه پژوهشگران را به خود جلب کرد: توماس جی کین (Thomas G. Keane). 
زمانی که چمدان مرموز در ایستگاه قطار کشف شده بود، روی یک کراوات نام «تی کین» نوشته شده بود. با بررسی این شواهد معلوم شد که توماس جی کین، یک برادر ناتنی متولد ۱۹۰۵ داشته که تاریخ درگذشت او در هیچ سندی قید نشده است. به نظر کارشناسان، این مرد می‌توانست مرد ناشناس پرونده «تمام شد» باشد. در ادامه، نمونه‌های جدید دی‌ان‌ای از بازماندگان توماس جی کین که در قید حیات بودند تهیه و با نمونه‌ تار موهای بازمانده از سال ۱۹۴۸ مطابقت داده شد. 
در سال ۲۰۲۲ و پس از گذشت ۷۴ سال، پرونده مرموز «تمام شد» حل شد: نام مرد مجهول‌الهویه چارلز وب (Charles Webb) معروف به کارل بود. کارل در سال ۱۹۰۵ در حومه ملبورن به دنیا آمده بود. او در سال‌های دهه‌ ۱۹۴۰، پدر، مادر و یکی از برادرانش را یکی پس از دیگری از دست داد. کارل از سال ۱۹۴۱ متأهل بود اما زندگی زناشویی او سرانجام خوشی نداشت و کارش به طلاق کشید. در حکم طلاق که توسط دادگاه صادر شده بود، همسرش او را مردی خشن و تهدیدگر، منزوی و گوشه‌گیر معرفی کرده بود که سودای نویسندگی و شاعری در سر داشت. 
حکم طلاق در ۱۹۴۷، یک سال پیش از مرگ کارل، صادر شده بود. در آوریل همان سال، کارل محل زندگی‌اش را تغییر داد و در تنهایی به سر می‌برد. پس از این تاریخ، اطلاعات دیگری در باره زندگی او در دست نیست.  به این ترتیب، پس از گذشت بیش از هفت دهه، هویت مرد مرموز پرونده «تمام شد» کشف شد. با توجه به علاقه چارلز وب به شعر، ارتباط پرونده با رباعیات خیام که در سال‌های ۱۹۴۰ در استرالیا محبوبیت زیادی پیدا کرده بود تا حد زیادی توجیه شد و فرضیه خودکشی با سم نیز قوت گرفت. با این حال، پرسش‌های زیادی در پرونده «تمام شد» هنوز بی پاسخ مانده‌اند: چرا کارل، چمدان برادر ناتنی‌اش را در اختیار داشت؟ معنی «کدهای رمز» روی جلد رباعیات خیام چیست؟... 
حقیقت هرچه باشد، امروز پرونده «تمام شد» مثل سکه‌ای قدیمی است که روی تازه‌ آن کشف شده است: در پس داستان‌های جاسوسی و ماجراهای جنایی که طی دهه‌ها به این پرونده نسبت داده شد، حالا با داستان غم‌انگیز مرد جوانی روبه‌رو هستیم که پیش از مرگ تقریبا همه‌چیز را در زندگی‌اش از دست داده بود. 

منبع:
L’Affaire Tamam Shud 
https://www.youtube.com/watch?v=RXa۱GDqFNgI

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی